محمد ابراهيمى وركيانى

274

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

فرياد برآورد : اى مردم عراق ، من در صدد جنگ نيستم . من تنها طلايه‌دار معاويه هستم كه با سپاهى عظيم به شهر انبار رسيده است . سلام مرا به ابومحمد ، حسن بن على ( ع ) برسانيد و بگوييد تو را به خدا قسم مىدهم كه خون خود و مردم همراه خويش را به‌هدر ندهى . « 1 » گزارش دينورى گوياى آن است كه سپاهيان معاويه بر سراسر عراق مسلط بوده و امام حسن ( ع ) در مدائن و قيس بن سعد در انبار با سپاهيان شام روبه‌رو بوده و مردم عراق توانايى برابرى با آنان را نداشته‌اند و موقعى كه خبر كشته شدن قيس و يارانش به مردم مدائن رسيد ، نااميد و متفرق شدند و جمعى از فرصت‌طلبان توانستند خيمه‌گاه امام ( ع ) را غارت نمايند و گروه خوارج نيز كه موافق صلح نبودند - به‌دنبال ملاقات مغيرة بن شعبه با امام حسن ( ع ) - در صدد كشتن امام برآمده ، آن حضرت را مجروح ساخته‌اند . نامه معاويه به قيس بن سعد معاويه در نامه‌اى تهديدآميز به قيس بن سعد او را به اطاعت از خويش دعوت كرد و وعده‌هاى فراوان داد . قيس به سختى به او پاسخ داد و گفت : به خدا قسم ، هيچ‌گاه با تو روبه‌رو نخواهم شد ، جز اينكه نيزه يا شمشيرى در بين ما حائل باشد . « 2 » نامه قيس معاويه را سخت خشمگين كرد و در صدد برآمد جواب او را بدهد ، ولى عمرو بن عاص او را از اين كار برحذر داشت و گفت : اگر به او نامه بنويسى شديدتر از اين پاسخ خواهى شنيد ، ولى اگر او را به حال خود واگذارى سرانجام در آنچه همه مردم بپذيرند داخل خواهد شد . شورش خوارج در سپاه امام حسن ( ع ) يعقوبى مىنويسد : معاويه ، مغيرة بن شعبه ، عبدالله بن عامر و عبدالرحمن بن سمره را نزد امام

--> ( 1 ) . دينورى ، اخبارالطوال ، ص 218 . ( 2 ) . بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 43 و 285 ؛ جاحظ ، البيان و التبيين ، ج 2 ، ص 76 .